• آخرین خبر با عنوان ، دنیا با «ترامپ» بهتر می شود یا «کلینتون»؟ در 3 هفته قبل منتشر شده است .
  • دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۵
    »   اخبار روز, سینما, صفحه نخست, فرهنگ و هنر  »   مصاحبه اختصاصی همه جور فان با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو
    511 views
    ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ , ساعت ۰:۳۰

    مصاحبه اختصاصی همه جور فان با ۲ بازیگر جوانِ ۵۰ کیلو آلبالو

    مصاحبه اختصاصی همه جور فان با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالوReviewed by مجله همه جور فان on May 4Rating:
    «۵۰ کیلو آلبالو» شاید عجیب ترین پروژه کارنامه مانی حقیقی باشد که ربط چندانی به سینمایی که از او سراغ داشتیم ندارد.
    روزنامه سینما – علی مسعودی نیا: «۵۰ کیلو آلبالو» شاید عجیب ترین پروژه کارنامه مانی حقیقی باشد که ربط  چندانی به سینمایی که از او سراغ داشتیم ندارد. یک فیلم شوخ و سرخوش و پرریخت و پاش که هرچند ستاره به معنای معهودش ندارد، اما کلی بازیگر نام آشنا را در داستان پرماجرایش گنجانده که با ساختاری آیتمیک کلیت کمیک ماجرا را می سازند. فیلم البته موافقان و مخالفان بسیاری دارد.

    برخی منتقدان بر آن تاخته اند و از آن با صفاتی توهین آمیز یاد کرده اند و برخی هم هوادارش هستند و سخت از آن دفاع می کنند. جدا از تمام این مشاجره ها، مردم فیلم را دوست داشته اند و با رغبت به تماشای آن نشسته اند و عموما راضی از سالن بیرون آمده اند. ساعد سهیلی و هستی مهدوی بازیگران دو نقش اصلی فیلم هستند که تمام ماجراها در طول آشنایی عجیب و دلبستگی شان به یکدیگر شکل می گیرد.

    مصاحبه با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو(اسلایدشو)

    هیچ یک از این دو بازیگر را پیش از این در نقش ها و فیلم هایی مشابه ندیده بودیم. استقبال مخاطب از فیلم معنایش این است که این بازیگران مورد پذیرش مردم قرار گرفته اند و کارشان را خوب انجام داده اند. همین بهانه ای شد تا با آن ها گفت و گویی خودمانی داشته باشیم درباره حضورشان در این فیلم.

    با مرور کارنامه بازیگری شما دو نفر، این پرسش پیش می آید که چه شد از این فیلم سر درآوردید؟

    ساعد سهیلی: به نظر من بازیگر باید همه ژانرهای سینمایی را تجربه کند. هیچ ایرادی هم ندارد. فیلم نامه ای که من خواندم خیلی جذاب بود. حالا هم که فیلم ساخته شده را می بینم، به نظرم خیلی خوب از کار درآمده و مردم هم فیلم را خیلی دوست دارند و حتی چندجای فیلم توی سالن دست می زنند.

    برایتان پروژه ترسناکی نبود؟ از این نظر می گویم که  کمدی خیلی غلیظی در آن جریان دارد و باید دست به خیلی کارها می زدید.

    ساعت سهیلی: آن موقع که فیلم نامه را انتخاب کردم نمی ترسیدم، اما حالا که فیلم را می بینم به خودم می گویم عجب ریسکی کردیم. اما خوشبختانه از نتیجه خیلی راضی هستم.

    بله ریسک بود. چون «۵۰ کیلو آلبالو» تمام شاخصه های سینمایی که قدری میان منتقدان بدنام است را دارد.

    ساعد سهیلی: بله کاملا. خیلی ها می تواند با گارد به تماشای فیلم بروند.

    خودت نسبت به آن نوع از سینما گارد نداری؟ حالا فارغ از این که در «۵۰ کیلو…» بازی کرده ای این را می پرسم.

    ساعد سهیلی: چرا گارد دارم. من طبیعتا دوست دارم در فیلمی بازی کنم که بتوانم به آن افتخار کنم و این فیلم را هم با همین دید انتخاب کردم. اصلا از حضور در این فیلم ناراحت نیستم. خیلی هم خوشحالم. به نظرم هیچ کس نمی رود به قصد این که فیلم بد بسازد. همه در ذهنشان ایده آلی دارند. اما احتمالا اکثر کارگردانان نخبه ترجیح می دهند که وقتی فیلم کمدی می سازند به فیلم هایی چون «مهمان مامان» یا «اجاره نشین ها» نزدیک باشد. فیلم هایی در این طیف را ترجیح می دهند.

    هستی مهدوی: یا مثلا دایره زنگی …

    بله فیلم هایی که معمولا کمدی موقعیت هستند و تم اجتماعی دارند ترجیح داده می شود. خانم مهدوی! شما چه طور از این پروژه سر درآوردید؟ شما از حضور در این کمدی نترسیدید؟

    هستی مهدوی: چرا جای ترس که همیشه هست. اما من همیشه دوست داشتم در این جنس از سینما حضور داشته باشم. یعنی سینمایی که هدف اصلی آن گیشه باشد اما شرطش این است که فیلم نامه درست و ساختار قابل توجهی داشته باشد. اما واقعا شاید اگر این فیلم نامه را کارگردان دیگری قرار بود بسازد شک می کردم و احتمالا دست آخر هم در فیلم بازی نمی کردم اما این فیلم نامه ها واقعا تا حدی زیادی وابسته به اجرا هستند. یعنی وابسته هستند به ذهنیتی که پشت آن هاست و در چنین فیلم نامه هایی نمی شود به هرکسی اطمینان کرد. اما به مانی حقیقی می شد اطمینان کرد. من هم همیشه فیلم پرفروش دوست داشتم و این بهترین فرصت بود برایم تا در چنین پروژه ای حضور پیدا کنم.

    فکر می کردید این قدر بفروشد؟

    هستی مهدوی: نه فکرش را نمی کردم. حتی فکرش را نمی کردم که وقتی فیلمی میلیاردی می فروشد این قدر برای بازیگر حس خوشایندی در پی داشته باشد. یعنی همیشه فکر می کردم خوش به حال تهیه کننده و کارگردان فیلم. اما حالا دارم لذتی را تجربه می کنم که قبلا تصوری از آن نداشتم.

    البته این هم خودش ریسک دارد. یعنی کافی است در چنین فیلمی با این همه مخاطب، تماشاگر بازیگر را در نقشش قبول نکند. موقعیت دولبه ای است.

    هستی مهدوی: بله. ولی خوشبختانه من و ساعد در این فیلم مسئولیت خنداندن تماشاگر را بر عهده نداشتیم.

    بله. نقش تان جدی است. البته کاراکتر شما در صحنه هایی مثل صحنه دادگاه قدری طنازی هم دارد.

    هستی مهدوی: بله ولی در اکثر قسمت های فیلم ما آدم هایی جدی هستیم که در موقعیت های کمیک قرار می گیرند. کاراکتر من قدر سرحال تر است. یعنی خود دختر شخصیت پرانرژی تری است.

    نمی دانم با این تعریف موافق هستید یا نه. اما به نظر من شما درواقع نقش تان روال معمول ملودرام های دختر- پسری ایرانی را دارد، اما تعداد زیادی المان چِت دور و برتان چیده شده

    هستی مهدی: چِت را خوب به کار بردید.

    ساعد سهیلی: بله به شرطی که همین کلمه چِت را چاپ کنید…

    مصاحبه با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو(اسلایدشو)

    این روزها که دیگر کسی چَت نمی کند. ولی حتما با کسره چاپش می کنیم.

    ساعد سهیلی: از اولش هم قرارمان بر این بود که جنس بازی من و خانم مهدوی با سایر بازیگران متفاوت باشد. یعنی ما در موقعیت کمیک و طنز گیر بیفتیم. من خودم هم به این جنس خنده گرفتن از مخاطب خیلی علاقه دارم. همین اتفاق هم برای دو شخصیت آیدا و داوود افتاد.

    شما البته چون با شخصیت کمیک امید روحانی در خانه هم دیده می شوید، بخت بیشتری برای حضور در موقعیت های کمیک داشتید. امید روحانی به نظرم از درخشان ترین شخصیت های فیلم است و خیلی هم خوب بازی کرده.

    ساعد سهیلی: آزاده صمدی هم همین طور.

    بله. او حالا نقشش هم کمیک و فانتزی بود و فرصت مانور بیشتری داشت. از آن نقش هایی که برای بازیگران زن سینمای ایران کمتر نوشته می شود.

    هستی مهدوی: بله درست است. به نظرم بهترین شخصیت پردازی فیلم را هم دارد. امید روحانی و هادی کاظمی هم به نظر من بسیار عالی بودند.

    به نظر می رسد «۵۰ کیلو…» نوعی فیلم ترکیبی است. یعنی ترکیبی است از کمدی بزن و بکوب، کمدی موقعیت، شوخی های کلامی و حتی گاهی نوعی هزل بی منطق. بنابراین به فراخور این تغییر مود، شما که شخصیتی هستید با روحیات نسبتا ثابت، باید ری اکشن های متفاوتی از خود بروز می دادید. می خواهم بدانم برداشتتان از آن حس کلی که باید در طول داستان حفظ می کردید چه بود؟ بعد می خواهم برسم به یک سری نقد جدی تری.

    ساعد سهیلی: به شخصه برای من بخش کمدی و جدی تفاوتی نداشت. یعنی نحوه بازی من ثابت بود، اما یک جا توسط گروه برای من موقعیتی چیده می شد که واکنش هایی مشابه با واکنش هایم در یک فیلم جدی بروز می دادم و همین قضیه باعث می شد که یک وضعیت طنزآمیز پدید بیاید. داوود آدمی است مثل بسیاری از آدم های دور و برمان. یعنی هیچ ویژگی ممتازی نداشت.

    در مورد تو اتفاقا عمدا این سوال را پرسیدم. امسال بعد از فیلم «مالاریا» این دومین بار بود که به نظرم رسید بازی بسیار سردرگم است و انگار نمی دانی باید چه حسی را منتقل کنی.

    ساعد سهیلی: دقیقا نمی دانم منظورت از سردرگمی چیست.

    به هر حال هم کارگردان و هم بازیگر می کوشند که در هر صحنه مود و تاثیر خاصی را به تماشاگر منتقل کنند. در بسیاری از صحنه های فیلم به نظرم رسید که شما تصوری از این که قرار است چه حس و تاثیری را منتقل کنی نداری.

    ساعد سهیلی:  ببین من انتقادپذیری هستم. حتما هم به چیزی که گفتی فکر می کنم. بیخودی هم نمی خواهم از خودم دفاع کنم. اما هم «مالاریا» و هم «۵۰ کیلو…» هر دو فیلم هایی هستند که قرار نبوده در آن ها کار بزرگی انجام دهیم تا تماشاچی بگوید این جا نقطه عطف فیلم است و اوج کاری بازیگر است و از این حرف ها… خصوصا در مالاریا این قضیه صدق می کند. یعنی موقعیت ویژه ای برای اکت ویژه نداشتم.

    اما در «۵۰ کیلو آلبالو» کلی موقعیت ویژه داری…

    ساعد سهیلی: کجای فیلم مثلا؟

    فیلم اصلا ماجرامحور است و پر است از موقعیت های ویژه. تعقیب، گریز، عصبانیت، هراس، عاشق شدن و…

    ساعد سهیلی: به نظر من بازی در فیل کمدی ظرافت های خاص خودش را دارد. یعنی وقتی من در یک فیلم کمدی عصبانی می شوم، نمی توانم عصبانیتم را شبیه فیلم «پل خواب» بروز بدهم. نمی توانم کاری کنم که رگ گردنم متورم شود. این جا موقعیت شیرین تر است. تماشاگر انتظار دیگری دارد. نمی توانم سرخ بشوم و مشت بکوبم به در و دیوار. باید ملایم تر برخورد کنم…

    مصاحبه با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو(اسلایدشو)

    من خودم که از سالن نمایش «۵۰ کیلو…» بیرون آمدم مدام با خودم فکر می کردم که چرا ساعد سهیلی این قدر بازی منفعلی ارائه داده است.

    ساعد سهیلی: من اصلا این طور فکر نمی کنم…

    هستی مهدوی: من می توانم یک نکته بگویم؟… کاراکتری که ساعد سهیلی در این فیلم ارائه می دهد اساس کاراکتر منفعلی است. یعنی بیشتر وابسته به واکنش است تا اکت.

    به نظر من منفعل نیست…

    ساعد سهیلی: فکر می کنم منظوم خانم مهدوی این است که ما خودمان کنش نداریم. دارند ما را هل می دهند.

    یعنی قبول ندارید که اساس فیلم نامه بر تحول شخصیت داوود بنا شده؟ او عوض می شود و داستان عوض می شود. کنشگری در بخش عمده ای از داستان بر عهده داوود است.

    ساعد سهیلی: شاید اگر درباره یک سکانس مشخص حرف بزنیم شاید به نتیجه برسیم. من فکر می کنم مثلا در مورد ماجرای عاشقانه به نظرم کاملا شاهد تغییر شخصیت او هستیم.

    یعنی شما معتقد هستی که چنین انفعالی وجود ندارد.

    ساعد سهیلی: حداقل در این موردی که مثال زدم نه.

    برگردیم سراغ همان بحثی که در ابتدا داشتیم. ما می توانیم این فیلم را خیلی راحت در زمره همان فیلم های سینمای بدنه قرار دهیم چون تمم المان های آن سینما را دارد. سینمایی که برای منتقدان چندان خوشایند نیست. می توانیم فیلم را هم در آن زمره قرار ندهیم چونل فیلمی خوش ساخت و کارگردانی شده است. شما خانم مهدوی. مثلا تعریف شما از این فیلم چه بود که حس کردی با آثاری که نسبت به آن ها گارد دارید متفاوت است. چون می دانید که فارغ از تحسین ها عده زیادی هم با فیلم مشکل دارند و حتی احتمالا دشنام ها و نقدهای تندی هم نثار فیلم و عواملش کرده اند.

    ساعد سهیلی: ببخشید که من جواب می دهم. اما من چند برابر دشنام ها و انتقادها تشویق و تحسین شنیده ام. تماشاگران فیلم را بسیار دوست داشته اند. مواردی بوده که آدمی ۵ بار به دیدن فیلم رفته و عکس بلیتش را در فضای مجازی منتشر کرده است. وقتی آن طرف را می بینیم باید این طرف را هم ببینیم.

    حتما همین طور است. چیزی که نمی شود منکرش بود موفقیت فیلم است. شکی هم در آن نیست.

    هستی مهدوی: من گروهی را می شناسم که به سینما می روند تا فیلمی از مانی حقیقی ببینند که شبیه سایر فیلم های اوست. یعنی با توقع دیگری می روند توی سالن و سرخورده می شوند و بعد کامنت های توهین آمیز می گذارند.

    کلا شاید مانی حقیقی خودش هم چندان از این کاراکتر بدمنی که میان اهلی سینما و نقد برای خودش ساخته چندان ناراضی نباشد. چون آدمی است با گوشت نه چندان شیرین و بسیار صریحا اللهجه هم هست و سواد تئوریک هم دارد و می تواند جواب همه را تند و تیز بدهد و این عوامل فرامتنی را هم می توان در برخوردهای منفی با او دخیل دانست. اما سوال من این است که شما فکر می کردید این فیلمی است با تمام شاخصه ها و کلیشه های سینمای بدنه که تنها این بار کارگردانی چون مانی حقیقی می سازدش یا کلا فکر می کردید فیلم متفاوتی است؟

    هستی مهدوی: به نظر من فیلم متفاوتی بود از اساس. فیلم نامه این کار سال ۷۹ نوشته شده بود. معلوم است که طی این مدت مانی حقیقی روی تک تک سکانس های آن کلی فکر کرده تا به نتیجه مطلوبی برسد.

    مصاحبه با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو(اسلایدشو)

    همه این ها درست. اما فکر کنید من بی نام و نشان این فیلم نامه را می نوشتم و می دادم دست شما و می گفتم می خواهم فیلم اولم را بسازم. شما قبول می کردید بازی کنید؟ می خواهم بگویم خود فیلم نامه چیزی نداشت که دل شما را قرص کند برای بازی کردن.

    هستی مهدوی: نه. احتمالا قبول نمی کردم. برای من ۴۰ درصد قضیه فیلم نامه بود. ۶۰ درصد دیگرش حضور مانی حقیقی بود که اهمیت داشت. فکر می کنم ساعد سهیلی هم با من موافق است. چون خبر دارم که یک بار دیگر هم با ساعد تماس گرفته بودند برای بازی در این فیلم و او نپذیرفته بود.

    ساعد سهیلی: به نظرم وقتی عوامل را می بینی، فیلم نامه جذاب و استانداردی پیش رویت هست، فیلم بردار و بازیگران دیگر را می بینی، خب چرا قبول نکنی؟

    اما همان فیلم نامه استاندارد را اگر من به تو بدهم بازی نمی کنی. احتمالا از یک چیزی می ترسی. می خواهم بگویم شاید عده ای از آن هایی که با فیلم مخالف هستند به نوعی محق باشند. یعنی فیلم شاید اساسا اثر متفاوتی نیست با آن چیزی که ما همیشه در برابرش گارد داریم. من شخصا نمی خواهم له یا علیه فیلم باشم. خود شما هم به عنوان بازیگر می گویی چند المان کنار هم قرار گرفت تا پذیرفتی در فیلم یازی کنی.

    ساعد سهیلی: بله. اگر فیلم را کارگردانی می ساخت که قبلا فیلم هایش جواب نداده، معلوم است که بازی نمی کردم.

    مانی حقیقی که فیلم پربیننده و پرفروش در کارنامه اش نداشت…

    ساعد سهیلی: کاری به بیننده اش ندارم. من شاید تنها کسی بودم که سر فیلم برداری پیش بینی فروش شش میلیاردی کردم برای فیلم. یعنی از اول می دانستم این فیلم نامه می فروشد. مانی حقیقی هم به عنوان کارگردان فکر نمی کنم تعصبی روی فیلم «۵۰ کیلو آلبالو» داشته باشد که من داشته باشم. قطعا وقتی وارد این عرصه و علاقه مند به سینما شدم ایده آل و هدفم «۵۰ کیلو…» نبوده و نیست. اما وقتی فیلم را با مردم تماشا می کنم و می بینم تا این حد فیلم را دوست دارند و بارها در طول فیلم دست می زنند و می خندند دلگرم می شوم.

    هستی مهدوی: نه. من هم پیش بینی کرده بودم. اصلا این فیلم نمی توانست فیلم بدی بشود.

    چرا نمی توانست؟ همین الان برایتان بیست تا مثال می زنم از فیلم هایی با فیلم نامه استاندارد و کستنیگ عالی و عوامل درجه یک که با سر زمین خوردند.

    ساعد سهیلی: نقش یک فیلم هم به خودش اطمینان دارد. می گوید من فلانی نیستم. من توانش را دارم. در کنار این عوامل موفق می شوم.

    حالا اگر خودت بازی نکرده بودی و مثلا امیر جدیدی یا میلاد کی مرام بازی کرده بود می نشستی و می گفتی فیلم مبتذل است؟

    ساعد سهیلی: یعنی می گویی چون من خودم توی فیلم هستم دارم از فیلم دفاع می کنم؟

    می خواهم بدانم چند درصدش به این ربط دارد که خودت توی فیلم هستی؟

    ساعد سهیلی: نمی دانم در صورتی که بازی نمی کردم خروجی فیلم چه می شد. شاید بهتر می شد، شاید هم ضعیف تر. بستگی داشت به این که با چه شیوه ای بازی کنند. قطعا به فیلم فحش نمی دادم. اما فیلم خیلی محبوبم هم نمی شد احتمالا.

    شما چه طور خانم مهدوی؟

    هستی مهدوی: خودم هم همیشه به این مسئله فکر کرده ام که اگر خودم توی فیلم نبودم چه احساسی نسبت به آن داشتم. شاید قدری کمتر دستش داشتم. خصوصا که حالا که فیلم را می بینم شاهد حذفیات زیادی هستم و این خیلی اتفاق بدی است. خیلی از چیزهای خوب فیلم از بین رفته. شاید بعضی صحنه هایی که به نظر لق می آید به این خاطر است. صحنه هایی هست که سر سکانس را نداریم وسط را نداریم و انتهایش را هم ندارم. نمی دانم چرا این طور شده. نمی دانم دلیلش ممیزی بوده یا رعایت زمان استاندارد. یک سری داستانک هستند که سر و تهشان را نداریم و از وسط واردشان می شویم و به سرانجام هم نمی رسند. ما که در فیلم بازی کرده ایم می دانیم که این ها همه سر و ته داشته اند. اما تماشاگر ممکن است سردرگم شود. من این جا از فیلم دفاع می کنم. اگر تمام آن چه که ما اجرا کردیم به نمایش در می آمد فیلم قابل دفاع تر بود.

    مصاحبه با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو(اسلایدشو)

    ساعد سهیلی: من از تو یک سوال دارم. چرا تماشاگر چهار بار به تماشای فیلم می رود؟

    من که نماینده تماشاگران نیستم. اما می توانم نظر شخصی خودم را بگویم. «۵۰ کیلو آلبالو» یک سالاد است. سالادی پر از پارودی. مجموعه ای از المان های مختلف کمیک بومی ما. از شوخی های سیاسی- اجتماعی سینمای دهه ۷۰ و سنت بزن و بکوب و امثالهم که کلی المان آشنا و محبوب دارد برای تماشاگر. ضمن این که ما دوباره در عصر آیتم های کمدی زندگی می کنیم. فیلم تعداد زیادی آیتم را بر یک خط روایی ساده سوار کرده است و این خوشایند تماشاگر است. چون شوخی هایی دارد که مخاطب عام- منظورم قشر فرودست فرهنگی نیست؛ عموم مردم را می گویم- آن ها را می پسندند چون برایش تداعی بینامتنی آشنایی دارد. این همان اتفاقی است که در «من سالوادور نیست» هم شاهدش هستیم. یعنی تیپ کمدی سوءتفاهم. حالا آن جا عطاران هم هست.

    ساعد سهیلی: ما این جا عطاران هم نداریم. یعنی باید فیلم در می آمد که مخاطب جذبش می شد…

    عطاران ندارید که هیچ، اگر بهتان برنخورد کلا سوپراستار هم ندارید. شما هیچ کدام سوپراستار نیستید که من مثلا بگویم به خاطر ساعد سهیلی بلیت می خرم و فیلم را می بینم.

    ساعد سهیلی: بله. درست است. این یک اتفاق است. خیلی خوب است که با چنین اکران متنوعی کنار هم شاهد هستیم. خیلی خوب است که «۵۰ کیلو آلبالو» باشد، «بادیگارد» با تم سیاسی باشد، «ابد و یک روز» با تم اجتماعی باشد. تماشاگر برود این ها را ببیند و دنیاهای مختلفی را تجربه کند. همه این ها اگر در حد استانداردی باشند، اتفاق بسیار خوبی می افتد و تماشاچی هم راضی خواهدبود.

    همین را می گویم. مثلا اگر مانی حقیقی که پیشینه موفقی در سینمای ضدجریان و به اصطلاح روشنفکرانه دارد به سراغ چنین ژانری نمی آمد، شما هم حالاحالاها چنین ریسکی نمی کردید. یعنی شما هم محافظه کاری تان را نسبت به آن جنس از سینما حفظ می کنید. الان می گویی که خوب است همه این ها باشند اما حاضر نیستی خودت در آن مشارکت داشته باشی مگر آن که تز محکمی از آن پشتیبانی کند.

    هستی مهدوی: من خودم بعدی می دانم که به این زودی ها در فیلم مشابهی حاضر شوم. مگر این که آدمی مثل مانی حقیقی بخواهد کار مشابهی بسازد چون نه آدم این ژانر هستم و نه بلدش هستم و نه آن قدر می توانم به کسی اعتماد کنم.

    حالا یک جور اعتراف بگیریم از شما. چه قدر نشستید و حساب و کتاب کردید پیش خودتان که ما این همه فیلم دل و فیلم هنری و فیلم خاص بازی کردیم. حالا بیاییم و یک کاری بازی کنیم که دیده شویم و همه بپسندند؟

    ساعد سهیلی: این که دیده بشوم. نه. اصلا هرگز فکر نکرده ام به این قضیه. اگر به فکر این چیزها بودم می رفتم در تلویزیون بازی می کردم که خیلی راحت تر و بیشتر هم آدم را می بینند. من برنامه ریزی ذهنی دارم برای خودم. مخاطبانی که فیلم های مرا می بینند و کارم را دنبال می کنند دوست دارم. این مسیری که دارم طی می کنم را با رضایت طی کرده ام و کارهایی که بازی کرده ام را دوست دارم.

    هستی مهدوی: دیده شدن اتفاق خوشایندی است. اما دو شکل دارد. یکی این که مردم ببینند و بشناسندتان و دیگر این که سینماگران و همکارانم توجهشان به کار من جلب شود. این شکل دومش را بیشتر می پسندم. نمی گویم مردم مهم نیستند. این حساب و کتاب ها را اما ندارم. من هم کلا تلویزیون را گذاشته ام کنار. همین طور آهسته و پیوسته رفتن را بیشتر دوست دارم. در مورد این فیلم هم حساب و کتابی نکردم و تنها فکر و ذکرم این بود که دارم با یک کارگردان و یک گروه خوب کار می کنم.

    مصاحبه با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو(اسلایدشو)

    مانی حقیقی آدم مرموزی است. بین روزنامه نگارها هم شایعه است که ظرف خلق و خوی تندی دارد. قدری از او بگویید و نحوه کارش در پشت صحنه و شیوه هدایت بازیگر توسط او.

    هستی مهدوی: یکی از بزرگترین محاسن او این است که بازیگردان خیلی خوبی است. یعنی من اصلا دغدغه این که حالا در این صحنه باید چه کنم را نداشتم.

    ساعد سهیلی هم کمک می کرد یا حس می کردید می خواهد صحنه را از چنگت دربیاورد؟

    هستی مهدوی: نه خیلی هم فکری می کردیم. البته بیشتر به دنبال راهی بودیم که توی صحنه های کمیک خنده مان نگیرد. یکی از بزرگترین چالش هایمان همین بود!

    ساعد سهیلی: مشکل این جا بود که وقتی ما نمی خندیدیم هم عوامل پشت صحنه می خندیدند!

    هستی مهدوی: آن بحث قاپیدن صحنه را متاسفانه در مواجهه با بازیگران نسل قبل بیشتر می بینیم تا بازیگران هم نسل خودمان.

    ساعد سهیلی: مانی حقیقی پر از ویژگی های مثبت است. کارگردانی است که ضمن کنترل بازیگرش، دست بازیگر را هم باز می گذارد برای ایده دادن. این توافق به نظر من رابطه درستی بین کارگردان و بازیگر برقرار می کند. خصوصا که مانی حقیقی خودش تجربه بازیگری هم دارد. این کمک می کرد که همدیگر را بفهمیم و زودتر به یک نقطه مشترک برسیم.

    مدتی بود که ما هیچ تغییر نسل معناداری در سینمای ایران نمی دیدیم. خصوصا در قسمت بازیگری با نوعی محافظه کاری مواجه بودیم. جوان اول های دوران جوانی ما، جوان اول های ده سال بعد هم بودند همچنان. ستاره ها همان ستاره ها بودند. نسل بازیگری اما حالا پیداست که دارد تغییر می کند. فکر می کنید خصلت این نسل چه بود که دارد خودش را به نوعی تحمیل می کند؟

    هستی مهدوی: سوال سختی است. جواب های زیادی برایش هست. ما نسلی هستیم که خواسته یا ناخواسته در سرعت قرار گرفته ایم. ما آدم هایی هستیم سرکش که می خواهیم کار دلخواهمان را انجام دهیم. حالا چه سینما بخواهد و چه نخواهد. من از اول خودم این گونه هدف گذاری کردم.

    از آن موقعی که این حرف را به خودت زدی چه قدر گذشته؟

    چهار پنج سال

    چه قدر رسیدی به هدفت؟

    تازه حالا اندکی احساس رضایت می کنم. تازه دارم از کاری که می کنم لذت می برم. هنوز هم راه زیادی دارم. ولی خواستم تا همه چیز در کنترل خودم باشد و نگذارم کسی برایم تصمیم بگیرد. همان کلمه تحمیل خیلی درست است. سینما دوست ندارد ما خودمان را تحمیل کنیم و نسل جدید به میدان بیاید اما مخاطب دوست دارد. البته در حال حاضر وضعیت بهتری ایجاد شده. فکر می کنم جایزه گرفتن پریناز ایزدیار خیلی مهم بود برای نسل ما. این یعنی سینما دارد نسل ما را جدی می گیرد. من سوپراستار نیستم اما وقتی در فیلمی بازی کرده ام که هشت میلیارد فروخته، نشان می دهد که حتما لازم نیست بروی سراغ همان بازیگران همیشگی تا فیلمت بفروشد. مخاطب پذیرش نسل جدید را دارد. البته منکر اهمیت و هنر نسل گذشته هم نباید بود. ما هم از آن ها آموخته ایم و حالا فرصت حضور نصیبمان شده.

    مصاحبه با 2 بازیگر جوانِ 50 کیلو آلبالو(اسلایدشو)

    ساعد سهیلی:  خانم مهدوی حرف های درستی زد. ما برای نسل گذشته احترام قائل هستیم و دوستشان داریم. همه شان بااستعداد و هنرمند هستند و همچنان هم خوب کار می کنند. الان مردم ما فقط بازی خوب می خواهند. فقط به دنبال کیفیت هستند.

    هستی مهدوی: بله. دیگر قیافه هم مطرح نیست. فیلم خوب، فیلم نامه خوب، بازی خوب.

    ساعد سهیلی: مردم خیلی حساس و ریزبین هستند و به نظر من بسیار حرفه ای شده اند و بازیگری و سینما را می شناسند. اتفاق خوبی است که نسل جوان دارد خودش را تحمل می کند. حتما نسل ما هم بازیگرانی که با آن ها نوستالژی دارد را دوست دارد. دوست داریم در کنارشان بازی کنیم و از تجربیات آن ها بهره ببریم. واقعا از ته دل می گویم. بهرام رادان آدم بزرگی است. گلزار آدم بزرگی است که ۱۵- ۲۰ سال است که دارد نقش یک حرفه ای بازی می کند. حتما خصلتی دارد که باید گشت و پیدایش کرد.

    [scrolling_box title=’فروشگاه’ display=’category’ category=’5679′ count=’30’ hide_dots=’yes’ ]
    [ad id=”4025″]
    [ad id=”2994″]

    مطالب مرتبط با موضوع اخبار روز  , سینما  , صفحه نخست  , فرهنگ و هنر

    دنیا با «ترامپ» بهتر می شود یا «کلینتون»؟ با نزدیک شدن به انتخابات آمریکا نشریه اکونومیست در ویژه‌نامه‌ای به رویکردهای دو نامزد انتخابات آمریکا پرداخته و ابعاد مختلف اقتصادی ...
    ماه چهره خلیلی و یک پیشنهاد وسوسه کننده! ماجرای پیوستن هنرمندان ایرانی به شبکه جم ماجرایی بود که از یکی دو سال پیش سر زبان ها افتاد و تا ...
    ستاره هایی که از هیچ به همه چیز رسیدند اگر چه برخی از ستاره ها از همان ابتدا در ناز و نعمت متولد شدند و از طریق سرمایه یا ...
    الیف شافاک؛ زن محبوب این روزهای بازار کتاب رمانِ ملتِ عشق از الیف شافاک به پدیده فروش رمانِ خارجی در ایران تبدیل شده است. هفته نامه صدا - ...

    مطالب مرتبط